السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

42

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

صوري ( هيئت اتصالى ) را كه در مأمورٌبه شرط ودر ملاك دخيل است ، از بين مىبرد . 5 برخى ، ميان آن دو تفاوتى ديگر ذكر كرده وگفته‌اند : مانع عبارت است از چيزى كه وجودش مانع صحّت مأمورٌبه مىباشد ، در صورتي كه در حال اشتغال به اجزا پديد آيد وقاطع عبارت است از چيزى كه وجودش مانع صحّت مأمورٌبه است ؛ خواه عروض آن در حال اشتغال به اجزا باشد ، مانند حركت بدن در حال قرائت نماز يا هنگام سكوت وعدم اشتغال ، مانند حركت بدن هنگام سكوت وقرائت نكردن در نماز . در هر دو حال ، عدم آن شرط صحّت مركب شرعي است . 6 بعضي ديگر گفته‌اند : قاطع عبارت است از چيزى كه وجود آن موجب اضمحلال صورت اتصالى مركب مىشود ، بدون آنكه عدم آن در مأمورٌبه اخذ شده باشد ومانع عبارت است از آنچه كه وجودش مانع اثرگذارى مقتضى است ، بدون آنكه عدمش در مأمورٌبه اخذ شده باشد . 7 بنابر ديدگاه نخست ، قاطع چيزى است كه وجودش براي مركب زيان بار است ، بدون آنكه عدمش دخالتى در مأمورٌبه داشته باشد ومانع چيزى است كه عدمش شرط در صحّت مركب است . بنابر قول دوم ، قاطع ومانع ؛ هر دو ، عدمشان شرط در صحّت مركب شرعي است وبنابر قول سوم ، وجود قاطع ومانع ؛ هردو به صحّت مركب شرعي زيان مىرساند ، بدون آنكه عدم آن دو در مأمورٌبه اخذ شده باشد . شك در قاطع يا مانع : شك در قاطع ، يا شك در قاطعيت موجود است ويا در أصل وجود قاطع ؛ چنان كه در شك در مانع نيز همين دو احتمال وجود دارد . در شك در أصل وجود قاطع - بنابر اين مبنا كه قاطع بودن چيزى ، به شرط بودن عدم آن بر مىگردد ودر نتيجة ، شك در قاطع به شك در شرط بودن عدم آن در مركب يا شرط نبودن باز مىگردد - استصحاب عدم قاطع جارى مىشود ؛ چنان كه أصل برائت نيز جارى مىگردد ؛